تبليغاتX
امید دل ویران شده

نرگس من تا تو هستي آسمان مال من است

+ نوشته شده توسط سرور در یکشنبه 24 آذر1387 و ساعت 12:1 |

دلم از نرگس بيمار تو بيمارتر است

چاره کن درد کسى کز همه ناچارتر است

من بدين طالع برگشته چه خواهم کردن

که ز مژگان سياه تو نگون سارتر است

گر تواش وعده ديدار ندادى امشب

پس چرا ديده من از همه بيدارتر است؟

 هر گرفتار که در بند تو مي نالد زار

مى برد حسرت صيدى که گرفتارتر است

عقل پرسيد که دشوارتر از مردن چيست؟

عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

+ نوشته شده توسط سرور در یکشنبه 24 آذر1387 و ساعت 11:46 |
+ نوشته شده توسط سرور در شنبه 25 آبان1387 و ساعت 6:53 |
+ نوشته شده توسط سرور در چهارشنبه 17 مهر1387 و ساعت 9:59 |

قدرت اندیشه

پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.

دوستدار تو پدر.

 

زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام !

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهي چه کني ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم !

 

 

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید

مسلما می توانید از عهده ي آن بخوبي برآييد.

مانع فقط ذهن است !

نه اینکه شما در کجا هستید و آيا انجام كاري حتي در دور دست ها امكان پذير هست يا نه

 

+ نوشته شده توسط سرور در چهارشنبه 17 مهر1387 و ساعت 9:53 |
نيمه شب صورت خود را به خدا خواهم كرد

از خدا خواهش ديدار تو را خواهم كرد

تا كه جان دارم و از سينه نفس مي آيد

به تو و مهر تو اي دوست وفا خواهم كرد

+ نوشته شده توسط سرور در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت 11:3 |
اين شعر حافظ خيلي زيباست مخصوصا با صداي سراج كه خونده مي شه حال  و هواي عجيبي به آدم مي ده

 

من ار زانكه گردم به مستي هلاك

به آيين مستان بريدم به خاك

به تابوتي از چوب تاكم كنيد

به راه خرابات خاكم كنيد

به آب خرابات غسلم دهيد

پس آنگاه بر دوش مستم نهيد

مريزيد بر گور من جز شراب

مياريد در ماتمم جز رباب

و ليكن به شرطي كه در مرگ من

ننالد به جز مطرب و چنگ زن

تو خود حافظا سر زمستي متاب

كه سلطان نخواهد خراج از خراب

+ نوشته شده توسط سرور در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 11:51 |
دلم گرم از نگاه قامت توست

پريشان از بيان حالت توست

پريشان خاطران را كن محبت

محبت عادت تو عادت توست

 

شعر از استاد ارجمندم آقاي محسن معافي

+ نوشته شده توسط سرور در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 10:35 |
بيا كه عشق تو درگير التهابم كرد

اسير تاب و تب رود اضطرابم كرد

دوباره ياد تو آمد سراغ من امشب

و باز دربدر كوچه هاي خوابم كرد

به عاشقانه ترين شكل دوستت دارم

براي عشق تو ، تقدير انتخابم كرد

+ نوشته شده توسط سرور در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 9:52 |
آمده ام بلكه نگاهم كني

عاشق آن لحظه طوفانيم

دلخوش گرماي كسي نيستم

آمده ام تا تو بسوزانيم

حرف بزن بغض مرا باز كن

تشنه يك صحبت طولانيم

+ نوشته شده توسط سرور در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 9:49 |


Powered By
BLOGFA.COM